BAHMAN FARMANARA بهمن فرمان آرا

مصاحبه ; روزنامه حیات نو تریلر

17 اسفند 79

ساعتی با بهمن فرمان‌آرا کارگردان «بوی‌کافور، عطریاس»

فیلم من حدیث یک نسل است

بوی کافور، عطریاس پس از چندین هفته نمایش هفته گذشته از اکران برداشته شد این فیلم که هشت جایزه سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر دریافت کرده است در مدت زمانی نزدیک به یک سال بحث‌های را در محافل به دنبال داشت با او راجع به اثرش به گفت‌وگو نشستیم که اینک پیش روی شماست.

شما سال‌های پس از پیروزی انقلاب، تلاشی در جهت ساخت فیلم در ایران داشته‌اید که با ممانعت روبه‌رو شده باشید؟

 بله ده سناریو. سناریوی بوی کافور، عطریاس یازدهمین سناریو بود که برای اجازه فیلمسازی به وزارت ارشاد داده شده بود و این یکی قبول شد، صرفاً به خاطر اینکه راجع به مرگ من بود. خیلی هم سریع داده شد. همیشه تقریباً یک سال طول می‌کشد تا شفاهی بگویند: «نه».

در مورد ساخت بوی کافور، عطریاس گفته‌اید که گفت‌وگوی دو جوان در یک کتابفروشی انگیزه را ایجاد کرد. در صحنه‌ای از فیلم می‌گویید که می‌خواستید این یک دهن‌کجی روشنفکرانه به آنهایی که نگذاشتند فیلم بسازید، باشد. ولی آیا تمام اینها محرک‌هایی برای حس نیاز شما به عنوان یک هنرمند در جهت آفرینش یک اثر نبود؟

گفت‌وگوی دو جوان در کتابفروشی که راجع به بهمن فرمان‌آرا کارگردان فیلم شازده احتجاب که خیلی زود مرد، بسیار تکان‌دهنده بود اما آن گفت‌وگو در واقع کلید سخت‌کوشی دوباره را زد و باز دست به کار شدم. اما جمله‌ای در فیلم به آن اشاره می‌شود به این دلیل است که بهمن فرجامی می‌خواهد بگوید قبل از ایست قلبی دلایلش برای ساختن فیلم دلایلی شخصی و تا حدودی از روی لجبازی بود، حال آنکه این ایست قلبی به او نشان داده که باید از تلخی و احساسات منفی گذشت تا به‌طور مثبت دوباره کار کرد.

 می‌شود این فیلم را زندگینامه شما تلقی کرد؟ آیا دیدگاهتان در مورد مرگ همین است. شما خودتان را برای آن آماده کرده‌اید؟

نه، این فیلم زندگینامه من نیست، و اصلاً هم خیال مرگ ندارم ولی این در واقع حدیث یک نسل است و من هم جزو آن نسل هستم که بدون دلیل توسط سه، چهار نفر پشت درب‌های بسته تصمیم گرفته شده کار نکنند. به چه دلیل؟ هیچ کس در این بیست سال پاسخی نداده است. خیلی از این افراد با دل‌های شکسته و آرزوهای دست نیافته مردند.

در جمله‌ای از فیلم می‌گویید: «هراس من از بیهوده زیستن است.» می‌شود این نکته را باز کنید؟

 فکر می‌کنم این جمله‌ای است که برای نسل جوان خیلی معنا دارد. چون خیلی از وقت آنها به بطالت می‌گذرد. من سعی‌ام براین بوده که در تمام مدتی که ما از خداوند عمر می‌گیریم مثمرثمر باشد. من در نشستن و زانوی غم به بغل گرفتن، هیچ نفعی نمی‌بینم.

آیا شما واقعاً به همچون زنی که فرزندش مرده بود، برخورد کرده‌اید و عین آن حادثه پیش آمده است؟

  در واقع سی سال پیش در خیابان ظفر روبه‌روی همان بیمارستان اطفال خانمی را که بچه‌ای را بغل کرده بود سوار کردم و گفتم «خام مسیرتان کجاست؟» گفت: بهشت‌زهرا. گفتم: شوهرتان کجاست؟ گفت: پیش آن شش بچه دیگر، این همین‌طور در ذهن من مانده بود و بعد از سی سال سروکله‌اش پیدا شد.

با توجه به مدت زمان زیادی که در کشور نبوده‌اید، این عوامل را با چه شناختی برگزیدید؟

زمانی که من در ایران نبودم فیلم‌هایی را که در ایران ساخته می‌شد را در جشنواره‌ها و در بازارهای فیلم می‌دیدم. بعد هم اینکه موقعی که دنبال بازیگر می‌گردید، دستیاران، سی، چهل آدم انتخاب می‌کنند من با آنها صحبت و مصاحبه می‌کنم. تست می‌گیرم و از بینشان انتخاب می‌کنم.

چرا تصمیم گرفتید خودتان بازی کنید فکر نمی‌کردید در پایان بگویند فیلم خوبی بود ولی کاش خودش بازی نمی‌کرد؟

شخصی که قرار بود بازی بکند- ما تست گرفته بودیم و همه چیز درست بود- به دلایل شخصی خودش گفت بازی نمی‌کنم. اگر یک سال قبل فیلمی ساخته بودم و قراردادهای قبلی امضا شده بود، شاید کار را به تعویق می‌انداختم. در آن یک هفته هم از بیست‌و هفت، هشت نفر تست گرفتیم. نهایتاً همانطور که عباس کیارستمی از همان اول هم به من گفته بود اگر خودت بازی نکنی، کسی باور نمی‌کند، تصمیم گرفتم خودم بازی کنم. اگر کسی خوشش بیاید یا نه، چون تصمیم ندارم به عنوان هنرپیشه در فیلم بازی بکنم، زیاد مسئله روز من نیست.

چرا دو سال پیش در مقابل جشنواره کن موضع گرفتید؟

    دلیل آن خیلی واضح است. چون آقای ژیل ژاکوب که سال‌هاست رئیس این جشنواره هستند، به خودش اجازه داده بود یک اپیزود از چهار اپیزود فیلم داستان‌های کیش را که ساخته آقای بیضایی بود، با موافقت تهیه‌کننده حذف کند. بعدش هم طی نامه‌اش نوشته بود که «من» حذف کردم. من به ایشان نامه نوشتم که شما مثل یک سرپرست گالری می‌مانید. شما می‌توانید نقاشی کسی را نشان بدهید یا ندهید. این در حد اختیارات شماست. اما هر موقع که شما بگویی به جای سیب، گلابی بکشید تا من نقاشی‌تان را به نمایش بگذارم، وارد خلاقیت شده‌اید و این به رئیس یک فستیوال که معمولاً یک پنسیلونر است، ربطی ندارد. به علاوه خطاب به ایشان اشاره کردم به فیلم داستان‌های نیویورک که از سه اپیزود ساخته وودی آلن، فرانسیس فورد کاپو و مارتین اسکورسیزی ساخته شده و اینکه آیا شما جرأت می‌کردید بگویید من اپیزود کاپولا را دوست ندارم و حذف می‌کنم و با ماست که همیشه همه به خودشان اجازه می‌دهند چنین کنند. فرانسوی‌ها هم بسیاربسیار آدم‌های بی‌تربیتی هستند و فکر می‌کنند، چون از سینمای ایران حمایت کردند ما به آنها بدهکار هستیم. نه ما هیچ چیز به آنها بدهکار نیستیم. سینمای ایران خوب است که آنها و جاهای دیگر حمایت کرده‌اند و مادامی که آقای ژاکوب با این جشنواره ارتباطی دارد، من فیلم به آن نمی‌دهم. اقلاً این تصمیم خودم را که می‌توانم بگیرم.

چرا تدفین که موضوع تیره‌ای است را برای فیلم برگزیدید؟

به نظر من در تمام مراسمی که ما به‌طور سنتی برای تدفین انجام می‌دهیم، یک طنز سیاهی است. اشکالش این است که ما معمولاً وقتی در بهشت‌زهرا یا قبرستان هستیم که یک عزیزی از دست رفته و آنقدر گرفتار احساسی او هستیم که متوجه آن و خنده‌داری آن نمی‌شویم. من آن وقایع را به‌طور سیاه با مزه می‌بینم.

 بعضی سینماگران معتقدند که فیلم، نیم نگاهی به وضع ایران دارد. در واقع پهنه‌ای است که یک فیلمساز برای تصویر کردن واقعیات پیرامون خود پیدا کرده است تا سیاهی را نشان دهد. این همه اتفاق زنجیره‌ای آن هم برای کسی که سال‌ها ایران نبوده چه معنی دارد؟ آیا فیلمساز با یک ذهنیت سیاسی وضع کنونی ایران را در پس دیگری مطرح کرده است؟

من ساختار رمان نو را برای این فیلم انتخاب کردم که ما فقط اتفاقات را شرح دهیم و توضیحی در مورد آن نمی‌دهیم و می‌گذاریم تماشاچی خودش قضاوت کند. من سعی کردم آیینه‌ای بگیرم به سمت آنچه که بر ما می‌گذرد.

کار جدیدی در دست تهیه ندارید؟

چرا دنبال یک کار جدید هستیم. اجازه بدهید در خبر بعدی به آن بپردازیم و مردم این فیلم را که تهیه‌کننده بدون آگهی اکران کرده و مقصدش دفن فیلم هست را توجه کنند.

یعنی آنها بدون در نظر گرفتن نظر شما و به دلایل شخصیت‌شان با فیلم چنین کردند؟

مسلم بدانید من بعد از بیست سال روزه، چنین افطاری را برای فیلمم نمی‌خوا��تم که روز بعد وفات حضرت علی، فیلم اکران شود ما قبل از انقلاب هم چنین نمی‌کردیم ولی الان شد و هیچ آگهی در هیچ روزنامه‌ای منهای نشریه سینما چاپ نشد. شما یک فیلم اگر بخواهید نشان دهید که تهیه‌کننده‌اش بدون آگهی هفته‌ها قبل فیلمی را اکران کرد، این فیلم دومیش خواهد بود. ولی چنین چیزی شما پیدا نمی‌کنید. قصد این است که این فیلم بسوزد و بگویند نفروخت و بروند سراغ فیلم با پروانه ب که دارند و از پروانه الف این فیلم برای آن استفاده کنند.

ممنون از شما.

در بحث مشارکت کنید